بدون شرح
امروز خیلی حالم خرابه
صبح خواب موندم چون دیروز روز پرمشغله ای داشتم
رفتم اداره
بعد ماشینو دادم مکانیکی روبرو اداره
رفتم دانشگاه
تا 6 دانشگاه بودم
کلاس اخرو نموندم
از هفت تیر دوباره برگشتم اداره (میدان خراسان)
یه مقدار تو خ عارف خرید کردم
رفتم سمت خونه
حکیمیه دوباره خرید و حدود ساعت 9 رسیدم
خونه
این شد که صبح خواب موندم
بلند شدم دیدم تو بیحال ناله میکنی
جگرم کباب شد و همون لحظه که بیدار شدم و تو شوک خواب موندنم بودم اشک میریختم
سریع صبحانه رو دادم بهت
تو هم هی تشنج میکردی
5 بار
6 بار
7 بار
شد نمیدونم
با ناله های تو اشک ریختم
تا الان که تو اداره هم نمیتونم جلوی خودمو بگیرم
خدایا
چیکار کنم رحمت بیاد
نمیتونم تحمل کنم
بچم تشنج کنه و هی بغض کنه
ای خدا
دیونه شدم.
مونا جون
چی کشیدی تو دوستم
کامنت هارو خوندم و اشک ریختم.


بدون شرح 